smohsenhadavi@gmail.com
رمز موفقيت ميليونرهای خودساخته
۱- روياهای بزرگ در سر بپرورانيد
فقط روياهای بزرگ می توانند روح انسانها را به حرکت در آورند(مارکوس اُرليوس)
۲- حس هدفمندی را در خود پرورش دهيد
کسی که هدفی روشن داشته باشد حتی در نا هموارترين راه ها به جلو می رود.شخص بدون هدف در هموارترين راه ها هم پيشرفتی نخواهد داشت(توماس کارلاين)
۳- خود را داری شغل آزاد بدانيد
من بر روان و سرنوشت خود مسلط هستم(ويليام هنلی)
۴- کاری را که واقعا دوست داريد انجام دهيد
وقتی کاری را انجام بدهيد که واقعا آنرا دوست داريد ديگر هرگز حتی يکروز هم کار نخواهيد کرد(برايان تريسی)
۵- در کار خود هميشه بهترين باشيد
کيفيت زندگی شما صرف نظر از اينکه در چه حوزه ای کار می کنيد بستگی دارد به اينکه تا چه حد خود را متعهد می دانيد که در کار خود بهترين باشيد(وينس لومباردی)
۶- سخت تر و بيشتر کار کنيد
هرچه سخت تر کار کنم موفق تر می شوم(جيمز تربر)
۷- خود را وقف يادگيری مادام العمر کنيد
يادگيری مستمر حداقل شرط لازم برای کسب موفقيت در هر زمينه ای است(دنيس ويتلی)
۸- اول حق و حقوق خودتان را بدهيد
بخشی از کل در آمدتان به شما تعلق دارد و اگر نتوانيد آنرا پس انداز و سرمايه گزاری کنيد، بذر بزرگی در شما نيست(کلمنت استون)
۹- همه جزئيات مربوط به کارتان را ياد بگيريد
اگر در شغلتان مهارت بالايی به دست آوريد،هيچ چيز مانع در آمد بيشتر و پيشرفت سريعتر شما نخواهد شد(دان کندی)
۱۰- خود را وقف خدمت به ديگران کنيد
اگر به ديگران کمک کنيد تا به آنچه می خواهند برسند،شما هم می توانيد در زندگی به آنچه می خواهيد برسيد(زيگ زيگلار)
۱۱- با خود و ديگران کاملا صادق باشيد
تفکر منبع اصلی ثروت،موفقيت،پيشرفتهای مادي،کشفها واختراعات بزرگ و همه کاميابی هاست(کلودبريستول)
۱۲- بالاترين اولویتهايتان را تعيين و سپس با تمام قوا روی آنها تمرکز کنيد
انسان غير متمرکز در همه امورش نا پايدار است(برايان تريسی)
۱۳- سريع العمل و قابل اعتماد باشيد
کار خودتان را انجام دهيد،اما نه فقط در حد وظيفه بلکه اندکی بيشتر و از روی سخاوت.همين مقدار اندک به اندازه تمام کار ارزش دارد(دين بريگز)
۱۴- برای جهش از قله ای به قله ديگر آماده باشيد
برنده شد يک چيز گاه گاهی نيست بلکه هميشگی است(ويلس لُمباردی)
۱۵- انضباط فردی را در همه موارد اعمال کنيد
انضباط فردی يعنی توانايی وادار کردن خود به انجام به موقع کارهايی که بايد انجام دهيد،چه خوشتان بيايد و چه نيايد(آلبرت هبارد)
۱۶- خلاقيت و استعداد ذاتی خود را شکوفا کنيد
قدرت تصور از واقعيات برتر است(آلربرت انيشتين)
۱۷- با افراد درست در ارتباط باشيد
طی ۵ سال آينده شما تغييری نخواهيد کرد مگر به دليل ملاقات با افرادی خاص و کتابهايی که مطالعه می کنيد(چارلزجونز)
۱۸- به بهترين نحو مراقب سلامتی خود باشيد
رمز خوشبختی داشتن ذهنی سالم در بدنی سالم است(تئودو روزولت)
۱۹- قاطع و عملگرا باشيد
به جنگ دريای مشکلات برويد و شجاعانه به آنها پايان دهيد(ويليام شکسپير)
۲۰- هرگز شکست را يک انتخاب ندانيد
چيزی برای ترسيدن وجود ندارد جز خود ترس(فرانک لين روزولت)
۲۱- در امتحان پايداری قبول شويد
هيچ چيز نمی تواند جايگزين پايداری شود.
استعداد نمی تواند: انسانهای با استعداد ناموفق فراوانند.
نبوغ نمی تواند: نابغه های ناکام تقريبا به صورت ضرب المثل در آمده اند.
تحصيلات نمی تواند: دنيا پر است از تحصيلکرده های بی حاصل.
فقط پايداری و اراده دارای قدرت لا يتناهی است (کالوين کوليج)
ارتباطات و آفات آن
واژه ارتباطات به مفهوم فرآيند انتقال اطلاعات از يك فرد به فردي ديگر و درك آن توصيف شده است .
مجموعه شما با تامين ارتباط بين اهداف و طرحها و عمليات فعال ميشود. ممكن است اهداف و طرحهاي مناسب و زير مجموعه هاي خوبي داشته باشيد اما تا هنگامي كه كاري انجام نشود در حقيقت هيچ چيزي نداريد. شما بدون ارتباط موثر حتي با انگيزش و رهبري نيز كاري از پيش نميبريد.
ليدرهاي موفق ارتباط با زير مجموعه هاي خود را به خوبي ميشناسند. آنها ميدانند كه تصورات زير مجموعه هايشان از آنها به چگونگي رد و بدل كردن اطلاعات در فرآيند ارتباطات بستگي دارد. بدون اطلاع زير مجموعه هاي شما از اهداف و طرحهاي شما حتي بهترين ايده هاي مديريتي نيز بي فايده است.
ارتباطات خوب بين ليدرها و زيرمجموعه ها بخصوص در زمان برگزاري جلسات عمومي كه درواقع شما در حال پرورش روحيه جمعي آنها ميباشيد و يا وقتي كه به علل مختلفي زير مجموعه هاي شما احساس بي انگيزگي و پشيماني ميكنند از اهميت ويژه اي برخوردار است چرا كه اگر شما با آنها ارتباط خوب و نزديكي نداشته باشيد ديگر آنها مشكل خود را با شما در ميان نخواهند گذاشت و موج منفي ساطع شده از آنها باعث بي انگيزگي در زير مجموعه هاي ديگر شما و در نهايت قفل شدن مجموعه شما خواهد شد.
يكي از علل موفقيت در اين تجارت اين است كه همواره چنان ارتباط نزديكي با زير مجموعه هاي خود داشته باشيد تا آنها در صورت بروز مشكل فقط و فقط آن را با شما در ميان بگذارند و هينطور ارتباط بين زير مجموعه هايتان را آنچنان برقرار كرده باشيد كه تمامي اخبار مثبت را آنها در ميان خود انتشار دهند( اصل منفي بالا و مثبت پايين ) .
منظور از فرآيند ارتباطات چيست؟
ارتباطات در مفهومي وسيع عبارت است از سلسله اقداماتي كه موجب شوند ايده اي از ذهن يك نفر به ذهن ديگري انتقال يافته و درك شده و به اجرا در آيد.
توجه داشته باشيد كه عامل اصلي و اساسي در تمامي ارتباطات انساني اين است كه براي تاثير بيشتر ليدرها بايد با زير مجموعه هاي خود رابطه اي نزديك برقرار سازند و نسبت به برداشت ديگران از اطلاعات و عقايد آنها حساسيت نشان دهند و حرفهايي را كه ممكن است باعث كندي روند پيشرفت مجموعه شوند را به حداقل برسانند واين كار محقق نخواهد شد مگر اينكه ليدرها مهارت بيشتري در بكارگيري كلام و نوشته ها و علايم غير كلامي خود از قبيل علايم چهره (مثل لبخند زدن يا اخم كردن و يا ....... ) و بدن ( مثل حركات دست و......) داشته باشند.
مطلب ديگر اين است كه به ليدر ها توصيه ميشود مهارت خود را در دريافت اطلاعات از ديگران كه لازمه آن گوش دادن موثر و توجه به واكنشها و سئوالات ديگران است را افزايش دهند توجه داشته باشيدكه ديگران متوجه اين مطلب خواهند شدكه آيا شما به سخنان آنها و يا مشكلاتشان به دقت گوش ميدهيد و واكنش نشان ميدهيد يا خير.
ارتباطات سه بعدي
ارتباط نبايد همچون خياباني يكطرفه باشد.براي سهولت در پيشرفت سازمان شما بايد به 3 شيوه ارتباط برقرار كنيد.
1-اطلاعات نبايد فقط از بالا به پايين ( از بالا سريها به زير مجموعه ها ) انتقال يابد بلكه بايد از پايين به بالا ( از زير مجموعه ها به بالا سريها ) نيز منتقل شود يعني فقط اين شما نيستيد كه اهداف و استراتژيهاي سازمان خود را به زيرمجموعه هاي خود انتقال ميدهيد بلكه آنها نيز بايستي بتوانند افكار و احساسات و عقايدشان را به اطلاع شما برسانند.
2-از آنجا كه همكاري ميان ليدرهاي همتراز و ليدرهاي بالا سري هم در پيشبرد اهداف كلي اين تجارت ( سهولت در شناساندن اين تجارت به ديگران) نيز بسيار مهم است پس سما بايد بين ليدرهاي همتراز خود نيز يك جريان افقي اطلاعات برقرار كنيد.
3- تبادل اطلاعات با منابع خارجي نيز بايد بنا به ضرورت انجام پذيردبعنوان مثال شما بايد از آخرين تحولات و اهداف و استراتژيهاي شركت اطلاعات كامل و جامعي داشته باشيد تا بتوانيد آنها را در اختيار زير مجموعه هاي خود قرار دهيد.
در نتيجه انجام 3 مورد فوق در واقع شما فرآيندي جالب از ارتباطات سه بعدي ايجاد كرده ايد كه بسيار موثر و قوي ميباشند.
روشهاي ارتباطات
يك ليدر موفق و اثر بخش روشهاي ارتباطي خود را براساس تحليل دقيق عوامل مختلف برميگزيند حال اين سئوال پيش ميايد كه چگونه روشهاي ارتباطي خود را انتخاب كنيم ؟
اين امر به شرايط خود شما و اهدافتان بستگي دارد اگر شما ميخواهيد پيامي طولاني و يا پيامي را به ديگران انتقال دهيد كه نياز به ثبت به صورت دايمي دارد بايد از نوشته استفاده كنيد و اگر نياز به اين است كه پيام به سرعت و بدون رعايت تشريفات انتقال يابد و نفوذ شخصي شما در اينجا حايز اهميت ميباشد بهتر است با صحبت كردن پيام را منتقل كنيد.
روش ديگر انتقال اطلاعات اين است كه شما بايد تشخيص دهيد كه ارتباط نفر به نفر موثرتر است و يا ايجاد ارتباط در گروه.
ارتباط نفر به نفر به شما اين امكان را ميدهد كه جريان اطلاعات را كنترل كرده و آن را هدايت كنيد و ارتباط در گروه اين مزيت را دارد كه شما ميتوانيد آنها را به مشاركت و توسعه مسيوليتهاي آنها دعوت كنيد و روحيه جمعي را در آنها تقويت كنيد. البته اين امر مستلزم اين است كه يك ليدر چيزي بيش از يك تسهيل كننده كار باشد و به گروه كمك كند تادمشكلات را كشف كرده و آنها را به سمت اهداف مورد نظر حركت دهد.
ارتباط نفر به نفر چگونه ممكن است موثر و سودمند واقع شود؟
ارتباط با هر يك از زير مجموعه ها به خصوصيات منحصر بفرد آنها بستگي دارد و براي تمام افراد نميتوان از روشهاي يكساني استفاده نمود. اهميت اين مطلب زماني كه روابط شما با زير مجموعه ها توسعه ميابد به صورت فزاينده اي آشكار خواهد شد. افراد دوست دارند تفاوتهايشان شناخته شود و متناسب با رفتار آنها از آنها تعريف شود.بعنوان مثال اگر شخصي در زيرمجموعه هاي شما فعاليت خوبي داشته باشد بهتر است در جلسات عمومي از آن فرد بعنوان فردي شاخص نامي بميان آوريد و با اينكار علاوه بر اينكه خواسته هاي دروني آن شخص را ارضاء كرده ايد باعث ميشويد كه ديگران نيز كنجكاو شده و با او ارتباط برقرار كنند و از او سئوال كند كه چطور او يك فرد موفق شده است همچنين ديگران نيز سعي خواهند كرد كه پيشرفت كنند تا شما از آنها نيز نامي در جلسات عمومي بميان آوريد . در نتيجه شما نه تنها ارتباط بين زير مجموعه ها را با هم برقرار كرده ايد بلكه به اهداف سازمان خود نيز دست يافته ايد.
ليدرها بايد توجه داشته باشند كه از بين روشهاي گوناگون نوشتاري و گفتاري روشي مناسب را برگزينند.
ارتباطات نفر به نفر
ارتباطات گفتاري:
در اين روش شخصي كه مورد خطاب قرار ميگيرد به سرعت از پيام ارسال شده آگاه ميشود و سرعت و لحن صدا و حالت و حركت بدن و خطوطچهره بطور جدي واكنشهاي افراد را تحت تاثير قرار ميدهد.
1- صحبتهاي غير رسمي : اينگونه صحبتها هنوز هم اساسي ترين شيوه برقراري ارتباط هستند . اين صحبتها براي ارتباطات روزانه و راهنماييها و تبادل اطلاعات و مرور و پيشرفت كار مناسب هستند حتي اگر اين صحبتها خيلي هم خلاصه باشند باز هم مطمئن باشيد كه اين نوع ارتباط امكان تبادل دو طرفه را فراهم ميسازد همچنين وقتي مسايل عاطفي و احساسي مطرح باشند ارتباط چهره به چهره بر نوشتن و يا تلفن زدن ترجيح دارد.
2- قرار ملاقات : اين نوع ارتباط براي ارزيابي منظم و مرور و بررسي كار و يا معرفي كار مناسب است . جلساتي كه زمينه ساز چنين ملاقاتهايي هستند با ارايه اطلاعات كافي و كاهش حرفهاي اضافي مفيد و موثر خواهند بود ( مثل جلسه پرزنت ). شما ميتوانيد ملاقاتهايي را بصورت روزانه ( بسيار مختصر ) هفتگي ( طولاني تر ) و يا ماهيانه ( بسيار گسترده تر ) با زير مجموعه هاي خود داشته باشيد.
3- ارتباط تلفني : اين نوع ارتباط براي كنترلهاي فوري و يا انتقال و اخذ اطلاعات و تذكر و اطلاع رساني بكار ميرود.توجد داشته باشيد كه در هر صورت شخصيت تلفني شما در بعضي مواقع واقعيت چهره به چهره شما را نفي نميكند بنابراين طنين صداي خود را بهنگام گفت و گوي تلفني كنترل كنيد. همچنين توجه داشته باشيد كه گفتگوهاي تلفني از اعتبار كافي برخوردار نيستند و گاهي مواقع شما بايد يادداشتهايي نيز براي تاييد پيام خود ارسال كنيد بعنوان مثال وقتي شما از پشت تلفن pincode و password يك ecard را براي شخصي ميخوانيد حتما بايستي با يك email نيز آن را تاييد كنيد تا اگر خطايي در گفتن و يا شنيدن پيش آمد با استفاده از نوشته شخص گيرنده متوجه منظور دقيق شما شود.
ارتباطات نوشتاري: تمامي پيغامهاي رسمي و يا طولاني كه به تعداد زيادي از زير مجموعه هاي شما مربوط ميشوند بايد به صورت نوشتاري تهيه و ارسال شوند . از ارتباطهاي نوشتاري ميتوان براي اصلاح ارتباطات نوشتاري قبلي نيز استفاده كرد . ارتباط گفتاري خطر فراموشي پيام را در پي دارد و يا ممكن است به صورت نادرست شنيده شود.
1- يادداشتهاي درون سازماني : براي ثبت غير رسمي سئوالات يا پاسخها بكار ميروند. يادداشتها راه ساده اي براي اطلاع رساني به ديگران هستند تا آنها بتوانند در مواقع استراحت آنها را مطالعه كنند.توجه كنيد كه از يادداشتها نبايد بيش از اندازه استفاده شوند زيرا تاثير خود را از دست خواهند داد و مورد بي توجهي طرف مقابل قرار ميگيرند . از اين نوع ارتباط ميتوان زماني استفاده كرد كه مثلا يك نفر در حال صحبت كردن براي جمعي از دوستان ميباشد و نكته اي را فراموش كرده است و شما با دادن يك يادداشت آن را به وي يادآوري ميكنيد.
2- نامه ها: معمولا به فرد خاصي نوشته ميشود و بيشتر از يادداشت رسميت دارد و براي ارتباطات طولاني و يا ارسال اطلاعات رسمي مفيد هستند. نامه ها معمولا حاوي تفكرات و عقايد موجود براي تصميمات آتي و روند توسعه مجموعه شما مناسب هستند.
3- گزارشات : بيشتر از نامه ها جنبه رسمي و عمومي دارند . از گزارشات ميتوان براي امتقال اطلاعات و پيشنهادات به ديگران استفاده نمود . توجه داشته باشيد كه گزارشات بايستي بر مبناي واقعيات باشد و با دقت خاصي تهيه شود و از داخل شدن حدسيات و عقايد و برداشتهاي شخصي در آنها بايستي جلوگيري شود.
ارتباطات گروهي
براي برقراري ارتباط موثر با گروهي از زير مجموعه هاي خود چه ميتوانيد انجام دهيد؟
گروههايي از زير مجموعه هاي شما كه از لحاظ منزلت اجتماعي و سن و جنسيت و كار مشابه يكديگرند ميتوانند مبناي معتبري براي دريافت پيغامهاي مشابه باشند . روشهاي ارتباطي ذيل به شما در اين راه كمك خواهد كرد.
ارتباط گفتاري : ارتباط گفتاري موثر با گروهها نيازمند مهارتهاي ويژه است هرچند كه مهارتهاي مفيد در يك جلسه ممكن است براي جلسه ديگر كافي نباشند. اگر شما توانايي برگزاري جلسات عمومي براي زير مجموعه هاي خود راداريد اين دليلي بر اين نيست كه شما خواهيد توانست يك كنفرانس رانيز هدايت كنيد . شما ممكن است براي حل برخي از اختلافات شركت كنندگان در يك جلسه مجبور شويد مهارت و انرژي زيادي از خود نشان دهيد اما هنگامي كه در جلسه ديگري از نظر عاطفي درگير موضوع مورد بحث هستيد مسلم است كه برخورد واقع بينانه در اين موارد بسيار مشكلتر خواهد بود.
1- گردهمايي غير رسمي : اين نوع گردهمايي ها فرصتي مناسب براي رد و بدل شدن اطلاعات مفيد و مورد علاقه عموم و تحقق و يكپارچگي گروه است آنها در رويارويي چهره به چهره با يكديگر فرصت خوبي براي هماهنگي و فعاليت و درك متقابل خواهند داشت . اجتماع غير رسمي زيرمجموعه ها بصورت مداوم يا هنگام نياز به صورت بسيار كوتاه برگزار ميشود.
2- كنفرانسهاي برنامه ريزي شده : نوعي فعاليت تقريبا رسمي تلقي ميشود. اشتباهي كه برگزار كنندگان اين نوع جلسات اغلب مرتكب آن ميشوند اين است كه موضوع مورد بحث را بدون مشورت با ديگران انتخاب ميكنند. اكثر شركت كنندگان در اينگونه جلسات از اينكه در انتخاب موضوع مورد بحث مشاركت داده شوند و مورد سئوال قرار بگيرند لذت ميبرند . به هر حال اينگونه جلسات اگر به درستي جهت داده شوند بسيار مفيد خواهند بود در غير اينصورت باعث هدر رفتن وقت و ايجاد خصومت و دلسردي شركت كنندگان خواهند گرديد.
3- گردهمايي گروهي : اين نوع گردهمايي ها بخاطر موضوعات مهمي مانند تغيير پلان يا اخذ تصميمات اظطراري در مواقع بحراني و معرفي نفرات كليدي و يا سياستهاي جديد سازمان صورت ميگيرند. اين نوع گردهمايي ها به دليل بهره گيري از موقعيتها بسيار ارزشمند هستند اما بواسطه احساسات تند و سئوالات خصمانه اي كه ممكن مطرح شوند نياز به رياست شخصي با تجربه و صبور و ماهر و پر قدرت را دارند. بهتر است اين نوع جلسات را با حضور يكي از ليدرهاي با تجربه در سازمان خود اجرا كنيد.
ارتباط نوشتاري : برقراري ارتباط نوشتاري با گروهي از زيرمجموعه ها عموما تاثيري غير قابل پيش بيني دارد. ارتباط نوشتاري كه طرح دقيقي دارد ميتواند بر روي بعضي از افراد تاثير بسيار زيادي را در جهت مثبت و در بعضي ديگر در جهت منفي داشته باشد.
1- پوستر ونمايشگاه ونمايش : اين ابزارها ميتوانند به جلب توجه ديگران از راه ديدن كمك كند. تهيه يا برگزاري آنها معمولا پر هزينه بوده و به فضاي مناسبي كه به درستي آماده شده باشد نيز نياز دارد.
2- اطلاعيه هاي تابلوهاي اعلانات : براي اعلام يك پيام طولاني يا رسمي در مورد خط مشي هاي جديد مناسب ميباشد و اگر با تصوير همراه باشند تاثير بيشتري دارند.
3- وسايل سمعي و بصري : فيلم و اسلايد و صفحه و نوار ويديو و نوار صوتي و ديگر وسايل داراي ارزش هاي بالقوه زيادي هستند و ميتوانند به صورت موثري مورد استفاده قرار گيرند. البته استفاده از تمامي وسايل سمعي و بصري بايد با آمادگي كافي و طرح و برنامه و مهارتهاي اجرايي همراه باشد.
كداميك از روشهاي ارتباطي موثرتر از بقيه هستند؟
هر موقعيتي به روش متناسب نياز دارد و يا تركيبي از دو يا چند روش را ميطلبد پس شما بايد 2 نكته را براي انتخاب روش موثر در نظر داشته باشيد.
1- شرايطي را كه با آن رو برو هستيد به سرعت تجزيه و تحليل كنيد.
2- افراد را بشناسيد و با توجه به خصوصيات آنها از روشهاي موثر استفاده نماييد.
ارتباطات غير كلامي
رفتارها و اهمال غير كلامي و زبان اندام و گوش دادن فعال از مهارتهاي مهم و حياتي ارتباطي هستند.
پيامهايي كه از طريق اعمال شما انتقال ميابند مثل گفتن و نوشتن متداولترين روشهاي ارتباطي هستند اما ديگران بيش از هر چيز تحت تاثير اعمال شما قرار ميگيرند. بعنوان مثال لبخند زدن شما در حين صحبت كردن ميتواند در بسياري از موارد مفيد و موثر باشد ولي در بعضي از موارد نيز ميتواند بعنوان آفت ارتباط شما تلقي شود.!!!
نابغه درون خود را رها کنيد
حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند
ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند
اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد
فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند
از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند
دکترادن رايل يک فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم مي توانيد بر خود غلبه کنيد است در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد . ما دلفين نيستيم فيل و کک هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشات درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم که واقعي نيستند به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان کار را و بهمان کار را انجام داد و اين براي ما يک واقعيت مي شود محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحکمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست .
معجزه دعا و ايمان
بخواه تا اجابت شود بجوي تا بيابي در بزن تا به رويت گشوده شود ( انجيل متي 7:7 )
رهايي از ترس
آنچه بيش از هر چيزي از آن مي ترسيم به سرمان ميآيد ( انجيل )
پيامبر (ص): علي با ترسو مشورت نکن چون راه را بر تو ميبندد و با بخيل مشورت نکن که او تو را از هدفت باز مي دارد و با حريص مشورت نکن که او ناگواريها را در نزد تو بزرگ جلوه مي دهد . و بدان که ترس بخل و حرص همگي غريزه يکساني هستند که از سو ظن به خدا سرچشمه مي گيرند .
فرصت
وقتي سرگذشت انسانهايي که هدف روشني را انتخاب کرده اند و براي آن هدف آنقدر پايداري کرده تا به آن رسيده اند بشنويد خواهيد ديد که تمامي آنان اعتراف ميکنند همين که با عزم راسخ به طرف هدف قدم برداشته اند تمام درهاي بسته به روي آنان گشوده شده است.
وقتي که فرصت به طرف شما ميآيد با لباس مبدل و از مسيري متفاوت از آنچه شما پيش بيني کرده بوديد ميآيد.
يکي از ترفندهاي فرصت اينست که لباس مبدل به تن کرده و با چهره هاي گوناگون ديده ميشود گاهي از جايي که انتظار او را نداريم يا از در پشتي وارد ميشود گاه بصورت بد شانسي و زماني با چهره شکست ديده ميشود.
چه بسيار شکست هايي که در يک قدمي پيروززي نصيب ما گشته است .
خلاصه اينکه فرصت بسيار ناقلاست بطوري که عده زيادي نميتواننداو را شناسايي کنند.
پس بياييم با شناخت فرصت ها در هر زمينه اي از آن استفاده کنيم.
پنج اصل شكست ناپذير موفقيت
اصل برگ برنده چنين مي گويد :
" تفاوت هاي جزيي در قابليت ها ، مي تواند منجر به تفاوت هاي بزرگي در نتايج شود . "
در صورتي كه اصول زير را در تصميم گيري هاي روزانه به كار گيريم ، كارايي بيشتري پيدا خواهيم كرد و مي توانيم افراد بهتري را جذب و حفظ كنيم ، خدمات و توليدات بيشتر و بهتري را ارائه دهيم ، هزينه ها را عاقلانه تر كنترل كنيم ، رشد و توسعه قابل پيش بيني تري داشته باشيم و سود با ثبات تري به دست آوريم .
يك تصميم قاطع براي انجام كاري متفاوت مي تواند تمام زندگي تان را دگرگون كند . تنها بايد از خودتان بپرسيد : آيا به كارگيري اين اصل برايم مفيد خواهد بود ؟ و مطمئن باشيد كه همين طور است . هر چه زندگي خود را با اين اصول همسوتر كنيد ، خوشبخت تر و موفق تر خواهيد بود . هيچ محدوديتي هم وجود ندارد .
1- اصل علت و معلول :
براي هر اتفاقي دليلي و براي هر معلولي علتي وجود دارد . ارسطو مي گفت : " ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه در آن اصول و قوانين حاكم هستند ، نه اتفاقات . "
مبناي هر معلول ، علت يا علل خاصي است و هر عمل يا علتي داراي اثر است حتي اگر آن را نبينيم يا نپسنديم . موفقيت اتفاقي نيست . موفقيت يك معجزه نيست و ربطي هم به شانس ندارد . در كتاب مقدس انجيل اين مطلب با عنوان اصل كاشت و برداشت مطرح شده : " هر چه را كه انسان بكارد ، همان را برداشت خواهد كرد . " و نيوتن آن را اصل سوم حركت ناميد و چنين گفت : " براي هر عملي ، عكس العملي است مساوي و در جهت مخالف آن . "
مهم ترين اصل موفقيت فردي و كاري اين است كه شما هماني مي شويد كه اغلب به آن فكر مي كنيد . در واقع هر چه را مي بينيد يا تجربه مي كنيد ، نمايش افكار انساني است كه در پشت آن قرار دارد .
روش فوري به كارگيري اين اصل :
1- مهم ترين حوزه هاي زندگي خود مانند خانواده ، سلامتي ، شغل و وضعيت مالي تان را بررسي كنيد .
2- نحوه تفكر در مورد نوع زندگي تان را تجزيه و تحليل كنيد . با خودتان روراست باشيد . ببينيد چه تغييراتي مي توانيد در افكارتان ايجاد كنيد تا در بخشي از زندگي تان بهبودي به وجود آيد ؟
2-اصل اعتقاد :
هر چه را كه قبلا به آن اعتقاد داشته باشيد واقعيت زندگي شما مي شود . شما هميشه بر اساس اعتقادات خود عمل مي كنيد . لزوما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چه را باور داريد مي بينيد . بايد دانست كه تعصب يك جور پيش داوري كوركورانه است . هرگز پيش از داشتن اطلاعات كافي قضاوت نكنيد . به خصوص در مورد خودتان و توانايي هايتان پيش داوري نكنيد . بپذيريد كه براي شما محدوديتي وجود ندارد و آن چه را كه ديگران انجام داده اند ، شما هم مي توانيد انجام دهيد . واقعيت اين است كه هيچ كس بهتر و زرنگ تر از شما نيست .
روش فوري بكارگيري اين اصل :
1- ذهن خود را از ترديد و ترس رها كنيد و فرض كنيد هيچ محدوديتي نداريد .
2- با باورهاي محدود كننده اي كه شما را عقب نگه مي دارد ، بجنگيد .
3- اصل انتظار :
هر چه را كه با اطمينان ، انتظار وقوعش را داشته باشيد اتفاق مي افتد . شما هميشه در زندگي تان ، با صحبت و فكر كردن درباره وقايع آينده مانند يك طالع بين عمل مي كنيد . هنگامي كه با اطمينان انتظار وقايع خوبي را داشته باشيد ، معمولا برايتان اتفاق مي افتد و عكس اين موضوع نيز صحيح است . مردم نيز درست مانند آينه طرز تلقي شمارا چه مثبت و چه منفي ، به خودتان منعكس مي كنند .
روش فوري بكارگيري اين اصل :
1- به بهترين چيزها فكر كنيد .
2- مرتب به اطرافيان خود بگوييد كه از هر جهت عالي هستند . به خانواده خود بگوييد كه به آنها ايمان داريد و عاشقشان هستيد و به آنها افتخار مي كنيد .
3- از خودتان بهترين انتظارات را داشته باشيد . تصور كنيد بهترين لحظه در انتظار شما است و هر چه كه تاكنون انجام داده ايد صرفا ايجاد آمادگي براي آن لحظات است .
4- اصل جذب :
شما يك آهن رباي زنده هستيد كه مدام مردم ، موقعيت ها و شرايطي را كه با افكار اصلي تان همخواني دارند ، به سوي خود جذب مي كنيد .
هر چيزي كه در زندگي داريد ، به علت نحوه تفكر و شخصيت خودتان به طرف شما جذب شده است . شما مي توانيد زندگي تان را عوض كنيد چون قادر به تغيير نحوه تفكر و شخصيت تان هستيد . افكار شما فوق العاده قدرتمندند و داراي نوعي انرژي ذهني هستند كه با سرعت نور حركت ميكنند . اين انرژي به قدري لطيف است كه از هر مانعي عبور مي كند .
روش فوري به كارگيري اين اصل :
1- خودتان را به خاطر همه چيزهاي خوبي كه به زندگي تان جذب شده اند ، تحسين كنيد . سپس چيزهايي را كه مورد پسندتان نيست شناسايي كنيد و مسئوليت كامل آنها را به عهده بگيريد .
5- اصل ارتباط :
دنياي بيروني ، انعكاس دنياي دروني شماست و با نحوه تفكر شما ارتباط دارد .
اين اصل عجيب ، علت اغلب خوشبختي ها و ناكامي ها ، موفقيتها و شكستها ، بزرگي ها و فرومايگي هاست . گاهي اين ارتباط را " معادل ذهني " مي نامند . واقعيت اين است كه شما نمي توانيد به هدفي در دنياي بيرون برسيد مگر اين كه اول آن را در درونتان خلق كرده باشيد . روابط شما هميشه انعكاس چيزي است كه در درون شماست . ديدگاه ها ، سلامتي و وضعيت مالي تان ، انعكاس همان چيزي است كه بيشتر اوقات به آن فكر مي كنيد . شما در دنيا تنها يك چيز را مي توانيد كنترل كنيد و آن هم طرز تفكر خودتان است .
روش فوري بكارگيري اين اصل :
1- به دنبال چيزهايي باشيد كه دنياي بيروني ، انعكاس تفكرات ، احساسات و باورهاي دروني شماست .
2- معادل ذهني آن چه را كه مي خواهيد در زندگي بيروني تان داشته باشيد ، بسازيد .
از كتاب 100 اصل شكست ناپذير موفقيت در كار و زندگي
آشنایی با برنامه ریزی کاربردی
بود که به واسطه نیاز ها بووجود می آمد بود وبرای اینکه این اهداف عملی گردد ناگزیر از طرح برنامه ای هر چند بسیار مختصر بود .هنگامی که نیاز ها افزایش یافت وهدف ها شکل پیچیده تری به خود گرفت موفقیت نصیب کسانی گشت که برنامه ریزی را به صورت جدی دنبال می کردند و امروزه کمتر کسی را می توان یافت که با برنامه ریزی بیگانه باشد
برای طرح برنامه ریزی درست و کاربردی در یک سازمان و یا یک پروژه بهتر است باطرح
دو نوع برنامه ریزی: کلی وجزی پیش رویم.
از آن جا که عقلا وفلاسفه بر اشتباه پذیر بودن انسان که بر گرفته از نقص بشروعدم اطلاع از آینده اتفاق نظر دارند لذا بدیهی است که در هر برنامه ریزی خطاهای صورت پذیرد که وظیفه برنامه ریز کاهش این خطا هاست نه از بین بردن آن .
اولین قدم در برنامه ریزی شناخت هدف است وپس از شناخت آن بایستی برای رسیدن به آن ابتدا به طرح یک برنامه کلی با چشمنداز وسیع نسبت به آن هدف به تعریف آن بپردازیم سپس با طرح یک برنامه جزئی برنامه کلی را عملی سازیم به عنوان مثال برای ریل گذاری خط راه آهن پس از براورد زمان لازم به برنامه ریزی کلی می پردازیم که مثلا ظرف مدت یک ماه پروژه را تکمیل می کنیم با کدام شرکت تامین مصالح قرار داد می بندیم،چه افرادی را استخدام کنیم، به علت بازدهی بهتر چه ساعت های به کار بپردازیم ؛چه موارد ایمنی را به کار بریم.
اما در مورد برنامه ریزی جزئی ما زمان مورد نظر در برنامه کلی را به چند بازه کوچکتر تقسیم
می کنیم ؛ در مثال بالا یک ماه را به چهار هفته ویا به نسبت دقت در برنامه ریزی آن را به اجزائ کوچکتر مثلا به سی روز تقسیم می کنیم و برای هر روز جداگانه برنامه ریزی می کنیم
مثلا در روز چهارم به علت بر گذاری انتخابات پارلمان سه ساعت از روز جهت امور مربوط به رائ گیری گرفته می شود روز ششم به علت مناسبت مِلی تعطیل است روز بیست وچهارم بازدید یکی از مقامات کشوری از روند عملیات انجام می پذیرد....
حال با دانستن این مطالب به رفع مشکل کمبود وقت می پردازیم مثلا روز دوم وسوم دو ساعت
به ساعات کار می افزاییم ،یا در روز هجدهم به تعداد کارگران می افزاییم ...
همچنین باید برای مسائل غیر مترقبه برنامه ریزی کرد وبرای آن چاره جویی کرد تا صدمه ای به پیکره برنامه ریزی وارد نگردد ،در مثال بالا باید در نظر داشت که مثلا احتمال ریزش باران برای شش روز وجود دارد پس باید از لوازم پوشش مناسب استفاده کرد .
پس در برنامه ریزی با دو نوع از حوادث روبرو هستیم: 1- حوادثی که از وقوع آنها خبر داریم2- حوادثی که از وقوع آن خبری نداریم یا حوادث غیرمترقبه
بهترین شیوه مدیریتی دراجرای برنامه ریزی جبران کاستی ها ونواقص قبل از وقوع آن هاست
به این نکته بایستی واقف بود که جبران اشتباهات وانجام ندادن به موقع برنامه ریزی جزی با برنامه های کلی امکان پذیر است ودر یک کلام برنامه ریزی کلی و جزئی مکمل یکدیگرند.
نکته حائظ اهمیت این است که مدیران نباید در برنامه ریزی به صورت زیاد وافراطی به جزئیات بپردازند زیرا به هم خوردن و فرو پاشیدن برنامه ریزی بسیار جزئی مستلزم وقوع حادثه خاصی نمی باشد و اعمال روزمره نیز قادربه برهم زدن این گونه برنامه ریزی می شود
پس در برنامه ریزی جزی نباید به طور افراطی به جزئیات پرداخت چون احتمال وقوع شکست را بیشتر می کند شکست های پی در پی ما را از ادامه عمل به برنامه ریزی بازمی دارد
چند نکته مهم در زمینه برنامه ریزی: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- در هر برنامه ریزی خطا هایی وجود دارد نباید نامید شد باید به رفع آنها بپردازیم
2- از مهمترین نکات برنامه ریزی وجود انعطاف پذیری معقول است باید از فرصت ها استفاده کرد
3-در برنامه ریزی باید به مسائل دیدی واقع بینانه داشت و در همه حال باید از انجام اعمال احساسی خود داری کرد وبرنامه ریزی بایستی معقول وانجام پذیر باشد
4-در برخورد با حوادث غیر قابل پیش بینی بایستی با توجه به مقتضیات بهترین شیوه را برگزید
5- در هر برنامه ریزی بایستی از فرد گرایی خودداری کنیم
6- از پرداختن زیاد به جزئیات وبه وجود آمدن زمینه شکست های پی درپی بایستی خودداری کنیم
7- با تعصب بی مورد نسبت به برنامه نباید مانع ازتفویض اختیارات لازم شد
8- در برنامه ریزی بایستی تمام نیاز ها لحاظ شود
موانع موفقيت
هرفردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛ اين كاملا بستگي بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد. تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب ميشويد. اين اصل مطلب است.
با اين حال افرادي نيز وجود دارند كه نمي توانـند به سطـح رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند. ضعفهايشخصيتي و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها،مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير.
پشت گوش اندازي
ممكن است يكي از اصليترين اهريمنان عامل نابودي شما در تحصيل و زندگي شغلي، طفره رفتن و به تعويق انداختن امور بوده باشد. افرادي كه علامت مزمن اين "بـيـمـاري" در آنها ديده ميشود، مايلند با اين جملات توجيه كننده كه " تمام كردنش كاري نخواهد داشت" و يا "نگران نباش، وقت براي انجام دادنش بسيار است"، كارها و وضايفشان را براي هميشه از سر خود باز كرده و به تعويق بيندازند.
اگر كاري در حد و اندازه قابليتهايتان به شما روي آورد ولي به دليل عذر و بهانه هاي ذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آورديد، قطعا" پشت گوش اندازي مشكل اصـلي بـوده و بايد مرتفع گردد. احساس ميكنيد كه زمان در اختيار شما اسـت، اما هنگامي كـه وقـت موعود نزديك مي شود، براي اتمام كار بسرعت هجوم مي آوريد و نتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهيد ماند.
فرد پشت گوش انداز معمولا انساني تنبل و سست مي باشد. او براي همه چيز عذر و بهانه داشته و با اينكه توانايي و ابزار انجـام امـور را در اختـيـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره مي رود. كار كردن با چنين اشخاصي غير قابل تحمل است و نه تنها كاستي و سستي آنها باعث اختلال در كارها ميگردد، بلكه كارمندان فعال ديگر نيز مـمكـن اسـت به چنـين خصيصه اي دچار شده و رويه آنها را در پيش بگيرند.
ترس از موفقيت
مانع اصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است. با اينكه چنين افرادي دقيقا" مي دانند كه براي موفق شدن به چه چيزي نياز دارنـد، امـا بدليل داشتن ترس از موفقيت قادر به رسيدن به اهداف والاي خود نيستند. در نـظـر ايـشـان راه پـيـش رو، مـخـوف و رعـب آور ميباشد. نگراني از آينده و همه مسائلي كه در نهايت گريبانگير او خواهد شد، منجر به فقدان بصيرت و بازماندن آنها مي گردد؛ مـخـاطرات ذاتـي روند تجارت، رام نشدني بنظر خواهد رسيد.
فرصت هاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از موفقيت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كه مسؤليـتـهـاي شـغـل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاص ميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند.
وقتي آينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا ميكند. بايد پذيرفت افــرادي كه داراي چنين ترسي نميباشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جــلوه مينـمايد، بنابراين ميتوان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونه احساسي خواهند داشت.
تشخيص و حل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازي است. بـا كمي هم محوري و اندكي صبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كــه موفقيـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، ميتواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد
وسواس
افراد موفق داراي خصوصيتي مشترك هستند و آن قابـليـت تمركز بر انديشه هاي بـزرگ ميباشد. براي بسياري اتخاذ چنين ديدگاهي مشكل است چرا كه خود را كاملا" محدود و متعهد به انجام كارهاي جزئي و كوچك ميـنمايند. تلاش زياد براي انجام كارهاي جزئي زيان آور است چرا كه زاويه ديد را محدود خواهد كرد. اگر براي اتمام هر كار كوچكي مصر باقي بمانيد، هرگز قادر نخواهيد بود به اهداف والاي خود دست پيدا نماييد.
اگر يك كارفرما كاري را به يكي از كارمندان سخت كوش خود محول كرده و آن كارمند ديد وسيع نداشته باشد، بطور يقين كارمند مربوطه در مورد هر موضوع بي اهميت آن پروژه دچار تنش و فشار رواني شده و در به نتيجه رساندن كار دچار كندي خواهد گـرديد. ايـن حالت در اصطلاح احساس وسواس فكري-علمي ناميده و بـاعـث كـاهـش قـابل ملاحظه خلاقيت و كارايي مي شود.
اينگونه افراد،سخت كوشي و تلاش زياد را لازمه زندگيشان دانسته اما عزم و اراده خود را براي كاربرها و مصارف مفيد بكار نميبندند. تنظيم دقيق مهارتهاي مديريـت زمـانـي در برطرف كردن اين مشكل كمك فراواني خواهد نمود
نا امني
افراد ضعيف و سست بنيان بعلت داشتن احساس ناامني،در كارشان پيشرفتي حاصل نميگردد. شايد يكي از دلايل عدم موفقيت اينگونه انسانها در بي ميلي آنها براي نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نيست؛ فقدان اطميـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها ميگردد. براي مثال عدم برخورداري از تجربه در بخشي بخصوص، مي تواند موجب پديد آمدن احساس عدم اعتماد به نفس در فرد شود.
مثال بيان شـده در قـسمت قبل در اين مورد نيز قابل بيان است با اين فرق كه كارمند از هـمـان ابـتـدا اصلا" از انـجـام كـار مـحولـه امـتـنـاع ورزيـده و با بهانه آوردنهاي گوناگون به كار فرماي خود اينگونه القا ميكند كه نمي تواند از عهده چنين مسؤليتهايي برآيد.
در اينـجا نـيـز مـسئله هزينه فرصت از دست رفته مطرح است. برخي افراد مايل نيستند براي پيـشرفت و تـرقي دادن مـوقـيـعت شـغلـيـشان در زمان مـحدود خـود بـه داد و ستد بپردازند اما اينگونه گزينه ها و پيشنهادات كاري بخشي از زندگي مـحسـوب ميـگـردنـد. بنابراين ببينيد كه چه چيزي براي شما بيشتر اهميت دارد و با اطمينان خاطر تصميمـي مناسب بگيريد.
اطرافيان
ممكن است شما همه شرايط لازم براي منعكس نمـودن فردي موفق از خود را دارا باشيد، اما آيا دوستانتان شـما را در اين راه همراهي ميكنند؟ ممكن اسـت آنـها ديـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادي از مـوفـقيت نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و يا اصلا" ديـدگاهي نداشته باشند ) دوسـتـان به علت تاثيرات منفي راه رسيدن بـه موفـقيـت را برايتان سخت و دشوار ميكنند.
برخي از اطرافيان حتي ممكن است متوجه پـتـانـسيـل و استعدادهاي نهاني شما نشده و باعث زمين خوردگي وترديد در قابليتها و تواناييها گردند. حتي براي نامزد و يا همسرتان ممكن است اين تصور بوجود آيد كه توانمنديهاي شما هنـوز بـراي خودتان ثابت نشده و اين ميتواند به بدبيني آنها نسـبت بـه آيـنـده تان منجر گردد. اين موضوع ممكن است باعث نا اميدي و تضعيف روحيه شود، اما بياد داشته باشيد كه نبايد ديگران را مقصر بدانيد؛ شما فقط يك قرباني بيگناه نيستيد.با وجود ابراز بي اعتنايي آنها هنگام بيان ايده هاي كاري جديدتان،بخاطر داشـته باشيد كه اين شما هستيد كه چنين همراهاني را در آن لحـظـه و لـحـظـات آتي براي خود برگزيده ايد.
اگر اين گونه روابط دوستي برايتان اهميت دارد، كاري كه بايد انجام دهيد همسو نمودن دوستانتان با سيستم و خط مشي خود است.چنانچه توانـستـيد متقاعدشان كـنيد كه انساني شايسته اعتماد و اطمينان ميباشيد، آنها را دوستان واقـعـي خـود دانسته و در غير اينصورت براي هميشه از زندگي خود بيرونشان كنيد.
فقدان منابع
هيچ چيزي ناهنجار تر از اين مـوضـوع نـيست كه انسان با وجود داشتن همه قابليـتهاي لازم جـهت رسـيدن بـه مـوفقيت، فقط بخاطر عوامل خارج از كنترل خود، از پيشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالي و يا كمبود زمان بدليل نگهداري از خانواده و يا مسؤليتهاي ديگر ميتواند يك قاتل واقعي باشد. رشد كـردن زيـر خـط فقر و يا تامين نمودن نزديكاني كه به شما نيازمند هستند، آينده را بسيار متفاوت از آن چـيـزي كـه در تصـورتـان بوده ترسيم خواهد نمود.
بسياري از مواقع بـدنـيـا آمدن يك بچه و يا بيماري ناگهاني افراد خانواده باعث لغو شدن برنامه ها و بازماندن انسان از عملي كردن اهـدافـش خـواهـد شد. اين هم يكي ديگر از حقايق تلخ زندگي است كه هميشه امور بر وقف مراد آدمي نمي باشد.
البته بايد دانست كه موفقيت نه فقط بر اساس مقياسهاي متفاوت، بـلـكه در مـكانهـا و شرايط گوناگون نيز مورد سنجش قرار ميگيرد. موفقيت مالي ممكن است هدف اصلـــي شما باشد، اما پدري خوب و كارمندي سخت كوش بودن براي تامين كردن يك خانـــواده نوپا نيز به همان اندازه پر معني و ارزنده است. بايد پذيرفت كه زندگي و هدفهـاي مــورد نظر انسان ممكن است دستخوش تغييرات قرار بگيرند كه در اين شرايط، تـوانـايي شما در تطبـيق خود با اين تغييرات يك مقياس بزرگ موفقيت بشمار ميرود.
نياز به ديدگاهي درون نگر
يك معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرايدار ميتوانند بطرق مختلفي مـوفق باشنـد. با اينكه موفقيت در كار ممكن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نيافتيد، بيم ناك نگرديد. يـك قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـي نماييد.
خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفستان، دقت كنيد كه قدمهاي صحيـحـي جهت بهينه نمودن فرصتها براي بدست آوردن موقعيتي موفقتر و راضي كننده تر برداريد.
ماهیت اصلی شکست چیست
هر شکستی تاوان ندارد ولی هر موفقیتی تاوان میخواهد!!
استرس
این تصویر یک عکس متحرک نیست . این عکس برای تست سطح فشار روحی شما کاربرد دارد .
اگر شما آنرا متحرک می بینید به این معنی است که شما تحت فشار روحی هستید .
میزان سرعت حرکت تصویر سطح فشار روحی شما را نشان می دهد . هرچه حرکت سریع تر باشد , میزان فشار روحی شما بیشتر است .
بیشتر بچه ها و افراد مسن یک تصویر ثابت را می بینند .
اگر شما تصویری با حرکت آهسته مشاهده می کنید , به این معنی است که شما غالب
اوقات مقداری فشارعصبی دارید .
خود را با این تصاویر چک کنید تا بتوانید خودتان را بهتر بشناسید .
گاهی خوب است که یک مقدار مشخصی استرس داشته باشید . که ما را جهت بهتر شدن حرکت بدهد , امااسترس زیاد می تواند موجب صدمات جسمی و روحی بشود .
و در صورتی که تصاویر را با حرکتی سریع مشاهده می کنید , برای آرامش خودتان تلاش کنید .
هیچ کس لیاقت اشک ها ی تو را ندارد و کسی که چنین لیاقتی را دارد هرگز باعث اشک ریختن تو نمی شود .
